خرید بک لینک
گفته‌اند خداوند نوح و ابراهیم علیهماالسلام را از کرب و بلای عظیم نجات داد. سیدالشهداء علیه‌السلام وقتی به شهادت رسیدند همزمان مکروب و مبتلا بودند. دیگر عباسی نبود که که کرب را از چهره ایشان بزداید و نگرانی از سرنوشت زنان و کودکان، حضرت را حتی در لحظه شهادت خون‌بارشان رها نکرد.دارم می‌روم ولی یک ذره هم خوشحال نیستم. نگرانم و غمناک. کسی از پشت سر می‌گوید طوری می‌روی که گویی کس و کاری نداری. برگرد و لبخندی بزن. عینکش را برداشت. همان‌طور که اشک می‌ریخت لبخندی زد. اگر می‌دانستی که قرار است این‌همه اش

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 20:38

پرشانات از میمونی‌های بازگشت از سفر عراق هم این بود که گوشی ناخواسته به تنظیمات کارخانه بازگشت و این توفیق نصیب حقیر شد که پیام‌رسان‌ها را هنوز نصب نکرده‌ام. به این صورت صفحات بیشتری کتاب از پیش چشمم گذشت و آرامش روانی افزون‌تری مرا در آغوش خود گرفته است. می‌گویمش گرچه روشنم نیست غایت هر سیری به کجاست، لااقل خود را کمتر می‌فریبم. گرچه در حیرانیِ معهود خود هر حقیقت‌واره‌ای کذابه‌ای است، باز از بیچارگی راهی شدم تا به بی‌راهی دگر خون‌دل شوم. گاهی هم مشکل از هیچ چیزی نیست، قرار است این‌گونه باشد و

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 20:38

درباره نشانه‌های سقوط ساسان‌ها در ایران یاری‌جستن قباد از هیاطله‌ی شرق برای نبرد با امپراتوری روم و آویزان‌شدن خسروپرویز از روم برای تصاحب تاج و تختش از بهرام چوبین را ذکر کرده‌اند. وابستگی به قدرت‌های بیرونی است که در نظر دوراندیشان سیاسی معنای زوال آن نظام را در ذهن مسجل می‌کند. این وابستگی آشکارا با ما می‌گوید که دیگر در مردم ساسانی تمایلی به حمایت از دستگاه حاکم نیست.پیدایش آیین‌های غیرزرتشتی و گرایش وافر مردمان به آنان با وجود مبارزه‌ی شدید موبدان با این دگردینی‌ها از دیگر نشانه‌ها ذکر شده

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 20:38

خواننده‌ای چند بار از من پرسیده در روزگاری که مردم این‌همه گرسنه و گرفتارند، حج‌رفتن چه وجوب و لزومی دارد. چه امامزاده‌ای را هم برای این پرسش برگزیده. آش را با جایش قورت داده‌اند و سه من خون جگر ما را هم رویش سر کشیده‌اند تا پایین برود، بعد این عزیز ما چنین دغدغه‌ای دارد. هر چه حکم و واجبات بوده و نبوده یکی‌یکی به عذرهای گوناگون معطل نهاده شده، آویزان حج بیت‌الله شده‌اند.یک بار هم محض رضای خداوند متعال و برای سیرکردن شکم گرسنگان و رفع گرفتاری درماندگان یقه‌ی دزدان بانکی و پتروشیمی و پالایشگاهی و

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 20:38

دیدی دلم تنگِ او شد؟ دیوانه و منگِ او شد. جویای آهنگ او شد. آهوی در چنگ او شد.دیدی که یارم نیامد؟ دیگر کنارم نیامد. گفتم چه دارم؟ نیامد. گفتم به دارم، نیامد.دیدی که گندیده این دل. بیهوده چرخیده این دل. در سایه لرزیده این دل. از نور رنجیده این دل.دیدی که شعرم جنون شد. بر صورتم ردّ خون شد. هر ناشدی هم کنون شد. سرگرم دنیای دون شد.برخیز، دیدن چه حاصل؟ دستم جدا از وسائل. با باگناهانِ عاقل، آیا توان گفت از دل؟دیدی چه دردی کشیدم. اشکی نماند و وزیدم. سوی صحاری رسیدم. سرهای بی‌شانه دیدم.

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 20:38

سپیدجامهچرا این‌قدر مغرورم من؟ عرض ادب کن. کرنش کن. دوست باش. مهر بورز. بی‌اعتنا مشو. سردی مکن. از کلمات زیبایی که در انبان ذهنت پس‌انداز کرده‌ای در پایش قربانی بیاور و مطمئن باش آتش رفاقت و التهاب دوستی در او برافروخته‌تر و در ... جزئیات بیشتر درباره سپیدجامهسلام، شدیم، دوستت، دارم، دیدمت از جمع جهان اگرچه تفریق شدیمباطل نشدیم و غرق تحقیق شدیمبررسی کامل سپیدجامه در خلوت خود سیاه کردیم ورقاز سوی سپیدجامه تشویق شدیمنکات مهم سپیدجامه

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

عزیزم خواب دیدم زنده بودی



جزئیات بیشتر درباره عزیزم خواب دیدم زنده بودی

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

جهان در حال عقبمن در پی پاسخگویی به این حرف نیستم. تنها می‌خواهم بگویم اکنون جنگ علیه ایران آسیب‌پذیری شدید نفتی کشورهای جنوب شرق آسیا را آشکار کرده است. در دایره‌ای بزرگ‌تر، آسیب‌پذیری کل جهان برابر محدویت‌های انرژی فسیلی آشکار شده است و نفتی و پوشالی‌بودن تمدن کنونی بشری از هر وقتی بیشتر نمودار شده است. هنوز هم ترس از بقا مانع از فراگیری شعله‌های جنگ است، وگرنه جهان به عصر زغال‌سنگ بازمی‌گشت. و حتی عقب‌تر.جزئیات بیشتر درباره جهان در حال عقبجهان، اکنون، آسیبپذیری، نفتی، ایران

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

خلوتی که نیست



نه. برای من هنوز مجالی برای تأمل و نوشتن نیست. دنیای من غرق تکثر و دیوانگی است و کسی ارزشی برای خلوت انسان قائل نیست. من می‌خواهم آرام باشم ولی چیزی مرا به آرامش رهنمون نیست. اگر قرار است این قصه تا آخر چنین باشد، مگر من غلطی می‌توانم بکنم؟

جزئیات بیشتر درباره خلوتی که نیست

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

کابوسی که تمام نمی‌شوددارم می‌روم ولی یک ذره هم خوشحال نیستم. نگرانم و غمناک. کسی از پشت سر می‌گوید طوری می‌روی که گویی کس و کاری نداری. برگرد و لبخندی بزن. عینکش را برداشت. همان‌طور که اشک می‌ریخت لبخندی زد. اگر می‌دانستی که قرار است این‌همه اشکت بدهم، به نخستین پیامم هم وقعی نمی‌نهادی. اما باید به عرضت برسانم که بنده طوری شما را دوست دارم که دلیل دیگری برای کار و معیشت ندارم و صد در صد از این بابت راضی‌ام. اگر تو نبودی من به صرافت هیچ عملی نمی‌افتادم و از این بابت قطعاً رضایت کامل دارم.جزئیات

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

صفحه بندی